الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
4
دقائق العلاج ( فارسي )
نيست كه تا آنوقت بوده است مثلا اگر از عدد نه يكى كاسته شود ، هشت و اگر يكى بر آن افزوده گردد ، ده مىشود و بنابراين هر چيزى تا وقتى خودش است كه تغييرى در آن روى نداده باشد و چون در اين جهان بر هر مركبى اضداد مختلفى وارد مىشود و هر چيزى جنس خود را تقويت و آنچه را كه مخالفش هست تضعيف مىكند ، يك شئ مركب ، برحسب چيزى كه بر آن وارد مىشود ، مورد دگرگونى قرار مىگيرد و ديگر از آن شئ كارى كه براى آن ساخته شده بود برنميآيد بلكه آثار تازهاى از آن پديد مىگردد و بيمارى چنين چيزى است و تازه وارد سبب و علت آن است و از اين بيمارى آثار تازه - اى پيدا مىشود كه پيش از آن نبوده و اين را عرض مىگوئيم مثلا چشم براى ديدن خلق شده و قوام چشم ، بر همان است كه خدا براى آن قرار داده اما اگر خاشاكى در آن بيفتد و آن را بيازارد ، بيمار مىگردد و مثلا در اثر اين بيمارى قرمز مىشود و يا اشك در آن جارى مىگردد كه اينها اثر آن آزارند و گاه يك مرض سبب پيدا شدن مرض ديگر مىشود مثلا ريزش اشك ، ممكن است سبب ايجاد قرحهاى در چشم ، و آن نيز باعث مرض يا عرض ديگرى شود و به همين ترتيب نابسامانيها تا آنجا كه خدا خواسته باشد ادامه يابد . پس ، از مشاهده عوارض ، مىتوان بامراض و از امراض به علل آن پى ببريم مثلا چشم خرابى كه عرض نزله از آنست پس هر مرض در اثر سببى پيدا مىشود و عرض در پى بيمارى مىآيد بنابراين ما دام كه مؤثر باقى است ، اثر در ظاهر همراه آن است . پس واجب بر كسى كه مىخواهد بمعالجه بپردازد ، قطع اسباب اوليه امراض است سپس اگر طبيعت قوى باشد مرض خودبخود بهبود مىيابد و نيازى بدرمان نيست و همينكه مرض قطع شد ، عرض نيز دفع مىشود ، بنا بر اين نبايد در چنين هنگامى بدرمان اقدام كرد و به اين علت است كه در